اگر چه با نگاه اول جواب دادن به این مسئله ساده به نظر میرسد ولی با کمی تامل در میابیم که آنقدر ها هم که ما فکر میکردیم آسان نیست! ما همگی متفق القول معتقدیم که خداوند متعال بر هر چیزی قادر و تواناست و هیچ چیزی نیست که او نتواند انجام دهد و همچنین میدانیم که خداوند تمامی بندگانش را دوست دارد حال چه خوب باشد چه بد! و بر تمامی آنان رحمت بیدریغ خویش را عطا میکند! چون خداوند حسود نیست و هیچ صفت بدی در او نمی گنجد . یک مثال در این باره می زنم  "شخصی از یک خانه در یک شب دزدی می کند و صاحب خانه نیز متوجه نشده و فردای آن روز می فهمد که کار از کار گذشته! و آن دزد نیز پیدا نمیشود" حال  ما می توانیم بگوییم  که چرا خداوند متعال از وقوع آن حادثه بد جلو گیری نکرد مکر نه این است که او بر چیزی قادر است!!  و خداوند دوست ندارد که بندگانش کارهای بد  انجام دهند.

در اینجا بایستی یک چیز مشخص شود و آن این است که آیا ما میتوانیم بگوییم که تقدیر و سرنوشت این بوده و کار دیگری نمیشد کرد!  و آن مرد صاحب خانه چه گناهی کرده که باید تقاص پس بدهد؟!و ضرر بکشد ؟ آیا این یک آزمایش الهی است؟ و ... در اینجا ما نمی توانیم بگوییم که تقدیر این بوده و اصلا حرف درستی نیست ما هیچ موقع مجبور نیستیم کار نادرستی را توجیه کنیم. اصل قضیه این است چون خداوند تمامی بندگانش را دوست دارد اختیار و زمام امور کار ها ( چه خوب و چه بد) در اختیار خود انسان می کذارد که خود با فکر و خرد و دانش خویش مسیر خویش را خودش انتخاب کند و بعدا در این مورد پاسخگو باشد.

پس ما می توانیم این نتیجه را بگیریم که تقدیر و سرنوشت تا حدود زیادی   دست خود انسان است و این خداند است که می خواهد  مخلوق او انسان خودش با علم و آگاهی خویش مسیر زندگی خویش را خود انتخاب کرده و از (حق حیات) که  بزرگترین نعمت خداوند  بر انسان است به نحو مطلوب استفاده نماید.پس این انسان است که میتواند مسیر زندگی خویش را در بعضی مواقع تا 180درجه تغییر دهد.

دوستان گرامی در جلسه آینده  که قسمت 8 خواهد بود ،در مورد معیارهای یک زندگی موفق بحث خواهیم کرد