تبلیغات
دکتر احمدی کلته

دکتر احمدی کلته

موفقیت در یک قدمی ماست!

 
آیا می دانید : زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو بدهد یا عطر زده باشد حمله می کند؟
آیا می دانید : کتاب رکوردهای گینس ، رکورددار دزیده شدن از کتابخانه های عمومی است.
آیا می دانید : نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا می دهد؟
آیا می دانید : زمین با سرعتی معادل صدوهشتاد هزار کیلو در ساعت دور خورشید می چرخد.
آیا می دانید : خوردن یک سیب اول صبح ، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می شود؟
...
آیا می دانید : که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند.
آیا می دانید : برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟
آیا می دانید : مارها ناشنوا هستند و احساس آنها از محیط اطرافشان براساس ارتعاشاتی است که از زمین دریافت میکنند.
آیا می دانید : فنلاند بهترین آب نوشیدنی و هندوستان بدترین آب نوشیدنی را دارد.
آیا می دانید : نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش می خورند؟
آیا می دانید : لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلول های جدید تعویض میشود؟
آیا می دانید : قدمت سیلک کاشان در ایران به ۱۰ هزار سال پیش بازمی گردد.
آیا می دانید : والت دیسنی از موش می ترسید.
آیا می دانید : چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد ، چین با ۱۳ کشور هم مرز است؟
آیا می دانید : مادر و همسر گراهم بل ، مخترع تلفن ، هر دو ناشنوا هستند.
آیا می دانید : بدن انسان قادر است در ظرف یک ساعت دو لیتر عرق تولید کند!؟
آیا می دانید : با چشم غیرمجهز به دوربین یا تلسکوپ ، شش هزار ستاره را در آسمان می توان مشاهده کرد؟
آیا می دانید : در سال ۱۹۹۶ ، ۳۱۵ مورد اشتباه در دیکشنری معروف وبستر وجود داشت.
آیا می دانید : شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بدی دارد ، با کمی شکلات می تواین یک سگ را کشت.
آیا می دانید : یک قطره الکل ، عقرب را دیوانه می کند و سبب می شود خودش را نیش بزند و بکشد.
آیا می دانید : مایع موجود در نارگیل نارس را می توان به جای پلاسمای خون استفاده کرد.
آیا می دانید : درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد.
آیا می دانید : بنای برج دوقولوی تجارت جهانی نیویورک به دست ۲ ایرانی بنا شد.
آیا می دانید : عریض ترین آبشار جهان ، آبشار “خن ” در لائوس است که ۱۰ کیلومتر عرض و ۱۵ تا ۲۰ متر ارتفاع دارد.
آیا می دانید : نیکوتین سیگار به سرعت جذب خون می شود و در مدت سی ثانیه به مغز می رسد و بر سلول های عصبی اثر می گذارد؟
آیا می دانید : علت شناور شدن یخ روی آب این است که مولکول آب در حالت یخ زده جای بیشتری می گیرد ؛ بدین علت ، آب یخ زده سبک تر از اب جاری است.


رازهای ثروتمندان؛راز میلیونرهای خودساخته

رازهای ثروتمندان؛راز میلیونرهای خودساختهافراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یک سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند که شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل کسب و کار خود را رونق بخشید.
▪ رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.
▪ یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.
▪ به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت.
▪ شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با "نه" گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید کرد.
▪ یک گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید.
▪ همواره ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید.
▪ پیشرفت و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید.
▪ به شغل خود بعنوان یک خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به دیگران کسب و کار شما را رونق خواهد بخشید.
▪ از تمام جزئیات و ریزه کاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست.
▪ مترصد فرصتها باشید. هر لحضه ممکن است بر در شما بکوبد. آیا شما آماده هستید؟
▪ تناسب اندام خود را حفظ کنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت شما در زندگی میباشد.
▪ زندگی خود را اولویت بندی کنید. ابتدا کارهای مهم تر را به انجام رسانید.
▪ پیش از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید. این عمل اعتماد سازی کرده و مشتریان شما را افزایش میدهد.
▪ فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی که موجبات پیشرفت و بالنگی شما را فراهم می آورند، پر کنید. فعالیتهایی که بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور سازید.
▪ نخست به خودتان پرداخت کنید. این نخستین قانون متمولان است. پس انداز را هیچگاه فراموش نکنید.
▪ هر از چند گاهی تنهایی را تجربه کنید. در زمان تنهایی به ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای خلاقانه کنید.
▪ بسوی برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به کمتر از آن قانع نباشید.
▪ صداقت و درستکاری بهترین سیاست است. خود و خواسته های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید.
▪ در روند تصمیم گیری سریع عمل کرده و در تغییر آنها کند و آهسته باشید.
▪ شکست گزینه شما نخواهد بود. تمام افکار شما باید بر موفقیت متمرکز باشد. شما باید موفق گردید.
▪ در دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقویت کرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیک میکند.
▪ بر خلاف جریان آب شنا کنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویکردهای نو نهراسید.
▪ بروی فرصتها تمرکز کنید و نه بروی موانع.
▪ سه عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود بیرون اندازید.
▪ به خاطر داشته باشید اغلب افرادی که در کنار شما زندگی میکنند از پیشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممکن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید.
▪ یاد بگیرید خودخواه باشید. خودخواهی به معنی نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. بلکه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهای خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته های دیگران است.
▪ حال اگر فرد بد شانسی نباشید حتما پولدار میشوید!


چرا ما این طورى هستیم؟

بعضى وقتها احساس می كنیم خیلی تنها هستیم با وجود اینكه همه جور ادمی دور و برمون هست ! انكار یه جیزی ته دله مون میكه وای خسته شدم! چرا با وجودی كه همه جیز دور و برمون ریخته (یعنی امكانات داریم)دوست داریم از همه چی و همه كس فرار كنیم؛دوست داریم یه كم بشینیم و فكر كنیم حقیقتا ما كی هستیم؟ ایا وجود من به درد كسی می خورد؟یا اینكه من ادم به درد نخوری در اجتماع هستم؟یا اینكه ادم شرور و به درد نخوری كه كارش جز ضرر رساندن به دیكران جیز دیگری نیست می باشم! دوست داریم در تنهایی خود فكر كنیم و به یك نتیجه ای برسیم. مسلما همه ما می دانیم جیزی بدتر از این نیست كه به این نتیجه برسیم هیج كار مثبتی در زندكی مان انجام نداده ایم! و احساس كنیم زندگی ما به بطالت گذشته است و دارد می گذرد زیرا این عمر ما انقدر عزیز است كه در لحظه لحظه اش باید فكر كنیم اینكه خداوند چه نعمتهایی كه به ما نداده و ما ادم های ناسپاس ووقتی متوجه این مساله می شویم كه به نوعی در زندگی مان متضرر می شویم! ای ادم ها بیایم فرصت هامان را غنیمت بشماریم و افكار بد وشیطانی را از خود دور كنیم،فكر ازار به دیكران را از سر خود دور كنیم ،بدون فكر كاری انجام ندهیم كه فرداش بشیمان بشیم! بذر محبت را در دلهایمان بكاریم و نوع دوستی را در خود تقویت كنیم وبیایم در خلوت خود به مسائلی فكر كنیم كه ما را در زندكی هر روز یك بله بالاتر ببرد ولو اینكه ناچیز باشد.

  یادداشتهایی از دكتر محمد احمدی در خلوت تنهایی!


. اگر دوست داشتید به این سوال پاسخ دهید.

آیا دو چهره متفاوت داشتن در زندگی خوب است یا نه؟

یا بهتر بگم، اینکه آیا درون و برون من سوای از هم دیگر باشد بهتر است یا بهتر است است در راستای هم دیگر باشند؟با کدام یک از این دو حالت می توان طوری زندگی کرد که از زندگی خود رضایت کامل را داشت؟ در این پرسش ما با زمان کاری نداریم یعنی در هر لحضه از زندگی خودمان چه در گذشته باشد چه در حال  و آینده.

و اینکه اگر جواب مثبت است چه تاثیراتی می تواند در روح و روان ما بگذارد و بالعکس


 

چگونه یک دوست خوب برای خود انتخاب کنیم؟

مسلما پیدا کردن یک دوست خوب کار چندان ساده ای نیست،در وهله اول ممکن است با دیدن یک شخص احساس کنیم که او می تواند یک دوست خوبی برای ما باشد!ولی به احتمال زیاد این احساس ما درست نیست.

ما می خواهیم کسی را بعنوان دوست برای خود انتخاب کنیم  که بتوانیم با او بعضی مواقع درد دل کنیم واز مشکلات کاری و زتدگی با او صحبت کنیم و گاهی مواقع هم از او راهنمایی بخواهیم و خلاصه کلام این است که او برای ما سودمند واقع شود نه اینکه به ما ضرر برساند.

دوستی می تواند به دلایل مختلفی برای ما ایجاد شود،ممکن است او همکلاسی ما باشد و یا همکار ما و یا اینکه همسایه ما باشد یا از آشنایان دور ویا حتی فامیل ما باشدویا بطور تصادفی و یا به هر دلیل دیگری ولی هدف اینست که ما می خواهیم با یک نفر ارتباط دوستی برقرار کنیم.

لازم به ذکر است که دوستی هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتد با احتمال بالا بعد از مدتی به جدایی نیز خواهد انجامید،چون اکثر این گونه روابط معمولا بدون مطالعه و فی البداهه انتخاب می شوند.

زمینه های دوستی نیز مختلف می باشد ممکن است ما با یک نفر دوست می شویم چون احساس می کنیم او در یک زمینه از ما برتری دارد مثلا با یک مکانیک  یا یک کارمند بانک ویا حتی با یک بلیط فروش! چرا چون احساس میکنیم او بالاخره یک جایی به درد ما می خورد و بهتر است با او ارتباط دوستی برقرار کنیم!

مهمترین اصل در دوستی اینست که بایستی دوستی دو طرفه باشد یعنی هر چه که بر خود می پسندیم سعی کنیم برای او نیز بپسندیم وبالعکس.دومین شرط این است که سعی کنیم گذشت را چاشنی کارهای خود قرار دهیم و از هر چیز کوچکی که در روابط اتفاق می افتد بلافاصله قهر نکنیم و حق را به خود ندهیم وسومین نکته این است که زود قضاوت نکنیم!

بگذاریم ببنیم علت این کار چه بوده شاید موجه باشد!و همچنین بهتر ایست در دوستی ریاست بازی را کنار بگذاریم چون هیچ کسی مجبور نیست که دوست ما باشد.!


 

 

in the name of God  we trust.

the universe that we live in full of  troubles  and we will be able to change our face every day

and also our mood  will change every day , what should we do in this situation?is it write  we

change our mood every day? or take it esay! Or its not very important! What,s the problem?may

be some mental and psychological  problems  will begin  from this zone!  However  it,s better  for

 all of us to  control our behavior every d


با سلام

با نكاهی به دور و بر خود به سادكی در می ابیم كه ما در دنیایی زندكی می كنیم یر از تلاطم ,بر از حوادث مختلف ،یعنی اینكه این طور به نظر می اید كه ما هر روز در معرض ازمایش الهی قرار داریم و موفقیت و كامیابی ما در زندكی به این بستكی دارد كه ما جطور هر روز از این ازمایشها سربلند بیرون  بیاییم و متوسط موفقیت ما در یك روزاكر  بیشتر از 50% باشد ما تقریبا از این ازمایشات سربلند بیرون امده ایم . روحیه ما در هر روز تحت تاثیر این حوادث قرار می كیرد و در صورتیكه یاد بكیریم جطور با این حوادث مبارزه كنیم می توانییم یواش یواش بارقه های موفقیت را در زندكی خود احساس كنیم.سر منشا بروز ناهنجاریهای مختلف فكری و روانی را نیز می توان در همین  مرحله جستجو كرد و نباید جای دوری برویم.انباشته شدن این تشویش افكار به صورت روزانه می تواند در دراز مدت اثرات نا مطلوبی  هم در روان ما و هم در جسم ما بكذارد و همین عوامل در صورت تكرار مداوم  ما را از مسیر صحیح زندكی دور می كند و باعث می شود ما بمرور از زندكی خود به نحو مطلوب لذت نبریم، و احساس بیهودكی و بی ارزشی را در زندكی خود احساس كنیم. برای حل این معضل ما بایستی در هر روز در برخورد با حوادث مختلف روز مره اولا بایستی خونسردی خود را حفظ كنیم ،ثانیا با افراد ذیصلاح مشورت كنیم،ثالثا عجولانه قضاوت نكنیم و سعی كنیم مثبت فكر كرده و انرا بله ای برای موفقیت خود قلمداد كنیم. و این نكته را مد نظر قرار دهیم كه موفقیت ما در یك روز در مقابله با حوادث برابر است با موفقیت ما در یك عمر زندكی.

                                                                               به امید موفقیت

(با عرض شرمندكی فونت فارسی نداشتم)

                                                                                            


با سلام

البته یه ذره طول كشید تا  update كنم !!

از سال 88 سرم یه كمی شلوغ شد جون می بایست كارای این ورو انجام  میدادم ، منظورم كارهای ثبت نام و غیره است . (در اینجا به خاطر اینكه فونت فارسی نداشتم  ممكنه نقطه ها كم و زیاد بشه!) بعد از كلی دوندكی و بشت سر كذاشتن مشكلات فراوان بالاخره كارم درست شد و بنده الان در رشتهPROSTHODONTIC مشغول تحصیل در شهر حلب در سوریه هستم . اوایل كمی مشكلات زبانی داشتم كه به حمدلله تا حد زیانی حل شد!!

در اینجا ما خاطرات كوجك و درشت زیادی دارم كه انشالله همه را با عكسها به رویت شما خواهم رساند!

تا بعد...


    

قسمت دهم

تلاش کنیم

-همانگونه باشیم که میگوییم

-همانگونه رفتار کنیم که از دیگران انتظار داریم.

-تلاش کنیم آنگونه رفتار کنیم که گرفتار عذاب وجدان نشویم.

-تلاش کنیم که راستگویی و صداقت عادت ما شود.

-تلاش کنیم همیشه دنبال یاد گیری باشیم.

-تلاش کنیم با پیدا کردن دوستان جدید،دوستان قدیمی را هم حفظ کنیم.

-تلاش کنیم برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنیم.

-تلاش کنیم همیشه برای اطرافیانمان جذاب باشیم.

-تلاش کنیم اگر از کسی رنجیده ایم،با خود او صحبت کنیم،نه پشت سر او

-تلاش کنیم وقتی به موفقیتی می رسیم ،آنهایی که در این راه به ما کمک کرده اند را فراموش نکنیم.

-تلاش کنیم تا عهدی شکسته نشودو اگر هم می شکند،ما شکننده آن نباشیم.

- تلاش کنیم تا باور کنیم دیگران وظیفه ای در قبال ما ندارندو عامل سعادت یا شقاوت هر کس دست خود اوست.

-تلاش کنیم قدردان لطف دیگران باشیم و با رفتار و گفتارمان آنها را از محبت پشیمان نکنیم.

-تلاش کنیم به هر چیز آنقدر بها بدهیم که استحقاقش را دارد.

-تلاش کنیم دنیا را با زیباییهایش ببینیم.

                                                                  با تشکر، دکتر احمدی کلته              


موفقیت در زندگی زنا شویی یکی از مهمترین موفقیت ها در زندگی است ،ممکن است بعضی ها با این بعد از موفقیت اهمیت زیادی قائل شوند و جنبه های دیگر را نادیده بگیرند و لی همانطور که عرض شد این بعد فقط یکی از جنبه های موفقیت  به حساب می آید.نمی توان گفت که افرادی که ازدواج نمی کنند آدمهای موفقی نیستند،ممکن است دیدگاههای افراد با همدیگر خیلی فرق داشته باشد، اصل این است که ما از زندگی کنونی خودمان کاملا رضایت داشته باشیم و هیچ گله کی نداشته باشیم در این صورت می توانیم بگوییم آدم موفقی هستیم ،آدمی یک حسی در زندگی خود دارد و ملاکهایی که آن را موفقیت به حساب می آورد ،این دیدگاه در خیلی از جهات مشترک است و ممکن است تفاوت کمی با همدیگر داشته باشند.در زندگی زناشویی ما باید موفقیت را هر روز باید برای خودمان تعریف بکنیم و بایستی حس دوست داشتن را ابراز کنیم مانند گیاهی که هر روز باید به آن آب دهیم تا رشد کند و پژمرده نشود،ممکن است کسی بگوید من تو را همیشه دوست دارم!ولی این را در عمل بایستی هروز ثابت کند و این کار آسانی نیست ،چون ما در جهانی که در آن زندگی میکنیم سرشار از حوادث گوناگون است که تاثیرات مختلفی روی روح و ذهن آدمی می گذارند و به عبارتی ما هر روز داریم امتحان می شویم که ببینیم چند مرد حلاجیم!

موفقیت دیگر در امور معنوی و اخلاقیات است اگر ما به خداشناسی واقعی برسیم ،حقیقت وجودی خودمان را نیز یافته ایم و این امر باعث می شود ما در زندگی خودمان وارد مرحله جدیدی  شویم و نتیجه این امر این است که به حقوق دیگران احترام می گذاریم،دزدی نمی کنیم ،به کسی ظلم و ستم نمی کنیم و حق کسی را نمی خوریم ،به نیازمندان کمک می کنیم و ...  در این صورت است که روح و دل ما آرامش واقعی را پیدا می کند.

در جلسه بعد ما راههای رسیدن به خداشناسی واقعی را بحث خواهیم کرد.


اینکه ما در زندگیمان چه چیزهایی را ملاک موفقیت قرار دهیم  از شخصی به شخص دیگر ممکن است خیلی فرق داشته باشد.به طور کلی می توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد.1. موفقیت از نظر تحصیلی 2. موفقیت در کسب و کار (مالی) 3.موفقیت در زندگی زناشویی (برای متاهلین) 3. موفقیت در امور معنوی(خداشناسی،خود شناسی)

اگر ما در زندگی ،شخصی هستیم که تمامی معیارهای فوف را داشته باشیم ، موفق ترین انسان روی کره زمین هستیم و این بر کسی پوشیده نیست ولی مساله اصلی این است که داشتن تمامی این معیارها ،مستلزم داشتن یک اراده و عزم و جزم بسیار بالایی است که  واقعا دشوار است.

در مورد قسمت اول  بایستی گفته شود که منظور از موفقیت در تحصیل این است که ما بتوانیم مدارج بالای علمی داشته باشیم. و هر چقدر علم و دانش ما  بالاتر برود ،می توانیم بگوییم که یکی از پله های موفقیت را طی کرده ایم به فرض مثال کسی که دیپلم دارد با کسی که لیسانس دارد در جامعه با هم دیگر فرق دارند و این بر کسی پوشیده نیست،چون هر چقدر ما از نظر تحضیلی در رده پایین تری در جامعه باشیم رقابت برای زندگی سختتر است ، اگر چه ممکن است استثنا هایی در این بین باشند ولی منظور ما یک ارزیابی کلی است.

داشتن موفقیت مالی ممکن است به فاکتورهای مختلفی بستگی داشته باشد مانند:داشتن تحصیلات بالا،داشتن هوش و ذکاوت بالا و داشتن  روابط اجتمایی بالا،داشتن تلاش و پشتکار در به انجام رساندن کارها،یک مدیریت و برنامه ریزی عالی در زندگیو  و تا حدودی شانس(که یه بابای پولدار داشته باشیم)

 دوستان گرامی قسمت 3و 4 را در جلسه بعدی بحث خواهیم کرد.(که ق9 ما خواهد بود.

 


اگر چه با نگاه اول جواب دادن به این مسئله ساده به نظر میرسد ولی با کمی تامل در میابیم که آنقدر ها هم که ما فکر میکردیم آسان نیست! ما همگی متفق القول معتقدیم که خداوند متعال بر هر چیزی قادر و تواناست و هیچ چیزی نیست که او نتواند انجام دهد و همچنین میدانیم که خداوند تمامی بندگانش را دوست دارد حال چه خوب باشد چه بد! و بر تمامی آنان رحمت بیدریغ خویش را عطا میکند! چون خداوند حسود نیست و هیچ صفت بدی در او نمی گنجد . یک مثال در این باره می زنم  "شخصی از یک خانه در یک شب دزدی می کند و صاحب خانه نیز متوجه نشده و فردای آن روز می فهمد که کار از کار گذشته! و آن دزد نیز پیدا نمیشود" حال  ما می توانیم بگوییم  که چرا خداوند متعال از وقوع آن حادثه بد جلو گیری نکرد مکر نه این است که او بر چیزی قادر است!!  و خداوند دوست ندارد که بندگانش کارهای بد  انجام دهند.

در اینجا بایستی یک چیز مشخص شود و آن این است که آیا ما میتوانیم بگوییم که تقدیر و سرنوشت این بوده و کار دیگری نمیشد کرد!  و آن مرد صاحب خانه چه گناهی کرده که باید تقاص پس بدهد؟!و ضرر بکشد ؟ آیا این یک آزمایش الهی است؟ و ... در اینجا ما نمی توانیم بگوییم که تقدیر این بوده و اصلا حرف درستی نیست ما هیچ موقع مجبور نیستیم کار نادرستی را توجیه کنیم. اصل قضیه این است چون خداوند تمامی بندگانش را دوست دارد اختیار و زمام امور کار ها ( چه خوب و چه بد) در اختیار خود انسان می کذارد که خود با فکر و خرد و دانش خویش مسیر خویش را خودش انتخاب کند و بعدا در این مورد پاسخگو باشد.

پس ما می توانیم این نتیجه را بگیریم که تقدیر و سرنوشت تا حدود زیادی   دست خود انسان است و این خداند است که می خواهد  مخلوق او انسان خودش با علم و آگاهی خویش مسیر زندگی خویش را خود انتخاب کرده و از (حق حیات) که  بزرگترین نعمت خداوند  بر انسان است به نحو مطلوب استفاده نماید.پس این انسان است که میتواند مسیر زندگی خویش را در بعضی مواقع تا 180درجه تغییر دهد.

دوستان گرامی در جلسه آینده  که قسمت 8 خواهد بود ،در مورد معیارهای یک زندگی موفق بحث خواهیم کرد


فرهنگ و فرهنگ سازی یک رکن بسیار مهم در یک زندگی اجتماعی است،ما هر چقدر از نظر فرهنگی در سطح بالایی باشیم  ،دارای یک زندگی اجتماعی شاد،خوب و سالمی خواهیم بود .هدف از ارزیابی این مسئله این است  که هنوز در جامعه ما ایران این مسا له به درستی جا نیفتاده است و نیاز مند آن است که به درستی تفهیم شده و همگان آن را اجرا نمایند چون در غیر این صورت ما بجای پیشرفت و ترقی در جا خواهیم زد!  این مورد را ما الان بیشتر در طبقه پایین جامعه مشاهده میکنیم. فکر نکنیم ما میتوانیم در مورد هر چیزی ولو جزئی که خارج از توانایی و تخصص ما می توانیم نظر بدهیم! چون هر چقدر ما بیشتر وارد یک بحثی بشیم که در آن توانایی زیادی نداریم ،دست ما بیشتر رو خواهد شد و دیگران ما را یک آدم گنده گو و لاف زن تلقی میکنند و به مرور ما جایگاه واقعی و منزلت اجتماعی خودمان را از دست خواهیم داد. ودیگر کمتر کسی به حرفها و گفته های ما توجه میکند و به مرور منزوی خواهیم شد.  و احیانا اگر هم بخواهیم نظری بدهیم بایستی  بگوییم  من فکر میکنم این طور صحیح باشد و برای درک درستی کامل یک موضوع باید به متخصص رجوع شود. مثال: ما در یک جمع و مهمانی نشسته ایم  و سرگرم گفتگو در مورد مسایل مختلف!  یکی از مهمانان ناگهان دندانش درد میگیرد ، و احتمالا حاضرین در جمع هر کدامشان نظری در این مورد میدهند واز وی میخواهند برای تسکین درد دندان نظر آنان را اجرا نما ید تا بهبود یابد و بیمار هم ممکن است بهبود پیدا بکند یا نکند! اگر خوب نشد که هیچی! و اگر خوب شد آن شخصی که این نظر را داده  با غرور تمام خود را در این مورد صاحب نظر میداند و افتخار هم میکند اگر چه ممکن است تخصص آن فرد هیچ ارتباطی به این موضوع نداشته باشد با نظر من این خط مشی صحیح نیست ما  اگر قرار است کسی را راهنمایی  کنیم که در آن موضوع  مهارت نداریم  اولا که نباید نظر دهیم و اگر هم بخواهیم نظر دهیم باید فرد را به یک دندانپزشک معرفی نماییم و از تجویزهای بی مورد به شدت پرهیز نماییم! مثال دیگری در این مورد میزنم  یک خانم  حدودا 40 ساله که دارای دندانهای بد رنگی بود از خانم همسا یه اش حین صحبت ،نظر خواهی میکند که چکار کنم که دندانم سفید شود، همسا یه اش میگوید من شنیدم که میگن وایتکس دندونا رو سفید میکنه !! و دندونا کاملا سفید میشن!!  آن خانم نیز فردای آن روز در حمام خانه شان  توصیه آن زن را اجرا میکند و وایتکس را در دهانش غرغره میکند و مقداری از آن را نیز قورت میدهد و سرتان را درد نیاورم آن خانم حالش بد شده  و سریع به تهران اعزام میشود و به مدت 6 ماه تحت مداوا بوده است.و ان خانم نیز بعد شنیدن ماجرا متواری شده و  یک سالی در یکی از شهرستانها مخفی میماند و ...  .

دوستان گرامی پس ما یاد بگیریم در کاری که خارج از تخصص ماست ولو جزئی سعی کنیم نظری ندهیم و آن را به کارشناس محول کنیم و فقط در کاری که در حیطه تخصص ماست نظر بدهبم و اگر این کار را بکنیم دیگران در مورد ما  خیلی بهتر فکر میکنند. در جلسه بعد که قسمت 7 خواهد بود ما می خواهیم این مورد را بحث کنیم "آ یا ما به قضا و قدر و تقدیر و سرنوشت معتقد باشیم؟و اگر هم باشیم چقدر؟


در این قسمت می خواهیم بدانیم  چه جور آدمی باشیم که به ما بگن ما آدم خوبی هستیم؟ در اینجا منظور ما این نیست که ما آدم ایده آلی باشیم ،چون اید ه ال بودن خیلی سخته!! ما به سختی میتوانیم تمامی خصوصیات اخلاقی خوب را در خودمان داشته باشیم چون ما معصوم نیستیم!! یک نکته مهم را در اینجا یاد آور میشوم و آن اینه که "تظاهر به خوب بودن  ،خوبی را بهمراه خودش می آره" پس ما اگر به فرض مثال آدم خوبی نباشیم سعی کنیم تظاهر کنیم که آدم خوبی هستیم  مثلا در یک مهمانی اگر اکثرا کت و شلوار و کراوات می پوشند و این اگر نشانه خوب بودن باشد، اگر ما نیز بر خلاف میل باطنیمان  این کار را بکنیم  ،مطمئن باشید در دراز مدت اثر خوبی در ما خواهد داشت.  نکته بعدی اینکه سعی کنیم "آزارمان به کسی نرسد" اگر ما این خصلت دومی را در خودمان پرورش دهیم،یک گام مهم دیگر در این زمینه برداشته ایم.البته منظور من این نیست که ما از حق خودمان بگذریم چون نمیخواهیم آزارمان به کسی برسد!!  اگر در هر مسئله ای حق با ما باشد بهتر است با دلیل و منطق از آن دفاع کنیم تا به نتیجه تلاشمان برسیم. نکته سوم اینکه حداالامکان دروغ نگیم چون در دراز مدت چهره ما را مخدوش خواهد کرد و دیگران فکر بدی در مورد ما میکنند.(البته دروغ اگر مصلحت آمیز باشد و در یک شرایط استثنایی باشد و دیگر تکرار نشود جای بحث دارد) شما خوانندگان گرامی  اگر این سه نکته ای که گفتم را فقط به مدت یک هفته اجرا کنید تاثیرات آن را به وضوح مشاهده خواهید کرد.در ایجا این بحث نیز به پایان می رسد در قسمت بعد که قسمت 6 خواهد بود ما میخواهیم این نکته را بحث کنیم "آیا ما میتوانیم در مورد هر چیزی نظر بدهیم؟و اگر این کار را بکنیم دیگران  در مورد ما چه قضاوتی می کنند؟


یکی از اسرار بسیار مهم در زندگی  هدفمند بودن و داشتن هدف در زندکیمان است.حالا این اهداف بسته به عوامل گوناگون در زندکی ممکن است با همدیگر خیلی فرق داشته باشند ما میتوانیم اهداف زندگی را را به دو دسته کلی تقسم  کنیم 1. کوتاه مدت  2.دراز مدت

البته ذکر یک نکته هائز اهمیت است که بگوییم منظور از اهداف در این بحث را میتوانیم به " آرزوها" در زندگی نیز تعبیر نماییم چرا که خواه نا خواه این دو در ارتباط با یکدیگر هستند.

پله اول در نیل به این هدف  تعریف یک سری از المانها یا فاکتور ها برای خودمان است  به فرض مثال  من دوست دارم یک دوچرخه خوب داشته باشم،(ممکن است این مثال برای یک نفر در مرحله ای از زمان و زندگی خیلی حائز اهمیت باشد و بتوان آن را یک هدف یا آرزو فرض کرد) در زندگی بسیار خوب است که اهداف و آرزوهای خودمان را تقسیم بندی کنیم چون با این کار میتوانیم زودتر به نتیجه دلخواه برسیم

من باید چکار کنم که به این هدف خودم  زودتر دستیابی داشته باشم  و ما میتوانیم آن فاکتور ها یا عواملی که ما را در رسیدن به هدف یاری میکنند شناسایی کرده و برنا مه ای بچینیم که زودتر به آن برسیم

هدف مند بودن در زندگی ما را از یاس و نومیدی دور نگه میدارد و به ما نیروی تازه ای جهت تلاش و پشتکار  تزریق مینماید. و همچنین نمی گذارد در زندگی وقت ما بیش از حد بیهوده تلف شود

اهداف کوتاه مدت میتوانند به عنوان پلکانی جهت رسیدن به اهداف دراز مدت باشند. همیشه در شروع کاری ممکن است ما به مشکلات زیادی بر بخوریم که نباید امید خود را از دست بدهیم ،به نظر من این مشکلات یک جوری امتحان و آزمایش الهی است که باید از آن سربلند بیرون بیاییم

دوستان گرامی اگر شما کسی هستید که به دنبال موفقیت و پیشرفت در زندگی خودتان هستید و تا بحال از رسیدن با آن دور مانده اید میتوانید قسمت به قسمت با ما همراه باشید .مطمئن باشید به همین زوددی بارقه های پیشرفت را در زندگی خود احساس خواهید کرد.

در قسمت بعد ما یک بحث جالبی را شروع خواهیم کرد که قسمت 5 بحث ما خواهد بود و آن:ما حداقل چه خصوصیات اخلاقی بایستی داشته باشیم که ادم خوبی در نظر خود و اطرافیان خود باشم؟


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها